پيداست كه اين انتخابها با دقت انجام گرفته، نام نويسندگان اصلي دقيقاً معلوم گرديده است.
بدينترتيب، ونسان از تعداد زيادي آثار لاتيني، يوناني، عربي، و عبري (450 نويسنده معرفي شده) با دقت مطالبي را انتخاب و نقل كرده است، او آثار غيرلاتيني را فقط از طريق ترجمههاي لاتينيشان ميشناخت؛ ولي در زمان او، اين ترجمهها بسيار فراوان بود. اين تأليف بايد وقت زيادي گرفته باشد، يعني دست كم از 1244 تا 1254، ولي احتمالاً باز هم بيشتر؛ از قرار معلوم متن آن بعدها، اصلاح شده؛ چون شامل اشارههاي زيادي به آلبرت كبير، و حتي قديس توما است.
به خاطر كثرت مآخذ نميتوان همهٴ آنها را نام برد. مآخذ اصلي عبارت بود از ارسطو، پليني، ديسقوريدس، فيزيولوگوس، آباي كليسا، پالاديوس، ايزيدور، رازي (به خاطر شيمي و همچنين طب)، ابنسينا، ابنرشد، آدلاردباثي، ويليام كونكزي، توماس كانتمپري، آلبرت كبير، و غيره. با اين همه، اين دايرةالمعارف بيشتر از نظر حجم جالب توجه است تا كيفيت. موٴلف زياد سعي نكرده مطالب را خوب بشناسد و آنها را به صورت تركيب واحد و سازمانيافتهاي درآورد، او مانند دايرةالمعارفنويسان چيني به همين قناعت كرده كه اسناد در دسترس را نقل كند، بدون اين كه درصدد برطرفكردن يا توضيح تناقضهاي آنها باشد. نه فقط اين كتاب هيچ مطلب تازه و اصيل ندارد، بلكه برخلاف ساير آثار مشابه حتي داراي ارزش نسخهبدل آثار گمشده هم نيست، چون مآخذ آن غالباً به صورت اصلي در اختيار ماست. از اين گذشته، ونسان برخلاف هم كيشان دومينيكي خويش، آلبرت كبير و قديس توما، سعي نكرد داراي معلومات باب روز باشد، و معلومات قديم را با معلومات جديد پرمايهتر سازد. بدينترتيب، دايرةالمعارف ونسان معرف معلوماتي است كه در ربع سوم سدهٴ سيزدهم در دسترس افراد تحصيلكردهٴ قلمرو مسيحيت غربي قرار داشت ــ نه افراد نابغه و برجسته، بلكه افراد عادي. عقبماندگي آن بهويژه در زمينههاي علمي بيشتر مشهود ميشود؛ مثلاً ونسان حتي با ابداعات همكيش خودش يوردانوس نموراريوس آشنايي نداشت. عجيب نيست اگر در اين كتاب نه فقط بهترين دانش عاميانهٴ آن عصر، بلكه بسياري از خرافات آن را هم مييابيم.
بخش طبيعيات گزارشي از تاريخ طبيعي است به صورت شرح مفصل برباب اول سفر تكوين. اين بخش شامل يك مقدمه و 32 باب (3718 فصل) است، و در آن از هواشناسي، جغرافيا، زمينشناسي، اخترشناسي، گياهشناسي، جانورشناسي، كالبدشناسي، فيزيولوژي و روانشناسي بحث ميشود. عقايد مربوط به زمينشناسي از طريق آلبرت كبير از ابنسينا اقتباس شده است. همين مطلب در مورد اخترشناسي صادق است. او نظريهٴ بطروجي را به صورتي كه آلبرت تحريف كرده بيان ميكند، و به نفع بطليموس نتيجه ميگيرد. به اخترگويي توجه زيادي كرده است. ولي آن را با اخترشناسي مخلوط نميكند. شيمي او از طريق ژرار از رازي اقتباس